عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
210
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
عربستان جنوبى بوده است ، مصحف ابن مسعود هم مرهون تلاش شبانى متواضع بود ، مصحف على [ ع ] هم به خاطر ادعاهاى مخالفى بوده كه نزديكانش در انداخته بودند . بنابراين نيّت عثمان و گروه او كاملا روشن است كه مىخواستهاند براى گروه مكّى افتخار ارائه مصحف نمونه [ امام ] به امّت اسلامى را تدارك بينند . اين گروه تا آن جا پيش رفت كه شخصيتهاى مهمى چون على [ ع ] ، ابىّ و عدّهاى ديگر را از اين طرح دور ساخت ؛ بعد از اين دليلى نداريم كه آن شخصيتها ، گروه را از اين كه از روى علم و آگاهى متن قرآن را تحريف نمودهاند ، سرزنش كرده باشند . امّا بعدها گروهى كامل را خواهيم ديد كه قدرت دينى على [ ع ] را خواستارند و گروه عثمان را متهم مىكنند كه اشارههايى از قرآن كه مطابق خواستههاى آن گروه عثمانى نبوده و اينان را به تنگنا مىافكنده است ، حذف كردهاند ( 48 ) . با اين همه ، انگيزههاى واقعى عثمان را كه عملكرد وى را وجيه نموده است ، به شدت محكوم نمىكنيم چه در واقع با مراجعه به زمان آن دوره ، تسليم اين امر خواهيم شد كه خليفه با مبنا قرار دادن مصحف ابوبكر در نگارش مصحف نمونه [ امام ] يكى از بزرگترين كارهاى سياسى را محقّق ساخته است اين انتخاب كه در آن مرحله ، گروه مصحف نمونه [ امام ] بدان رسيده بودند ، ضرورى مىنمود چون اگر ، به عنوان مثال ، متن قرآنى ابن مسعود انتخاب مىشد ، خشم مردم شام و بصره را كه به مصحف ابىّ و ابو موسى اشعرى ملتزم بودند ، بر مىانگيخت . به علاوه اين كار يك نوع بىاحترامى به خاطره ابوبكر و عمر به حساب مىآمد . عثمان ناچار احساس كرد كه با مقايسه و برابرى بين اين دو كه عربها بزرگى خود را به آنها مديونند و بين آن دو [ ابىّ و ابو موسى ] كه اسلام اين قدر بديشان مديون نيست ، اين امّت به اختلاف عميقى دچار خواهد شد . بلاشر بعد از اين مطالب ، به مباحث فرعى ديگر پرداخته و در پايان چنين مىگويد : « اگر تصميم عثمان از جنبهء سياسى شايستهء ستايش باشد ، امّا در چگونگى عملكردش اين چنين نيست » « 1 » نكات اساسى راى بلاشر در نيمهء نخست تحليلش چنين است :
--> ( 1 ) رژى بلاشر ، در آمدى بر قرآن ، صص 60 - 65 [ مقايسه كنيد با : رژى بلاشر ، در آستانهء قرآن ، ترجمان : دكتر محمود راميار ، صص 75 - 78 ] .